نقد و بررسی قسمت سوم سریال The Rings of Power | رو به جلو

نقد و بررسی قسمت سوم سریال The Rings of Power | رو به جلو
قسمت سوم سریال The Rings of Power منتشر شد. قسمتی که Adar نام داشت و قدم رو به جلویی به حساب میآمد.
همانگونه که قسمت دوم سریال The Rings of Power از قسمت اول آن جلوتر و بهتر بود، حال قسمت سوم نیز از دو قسمت قبلی خود جلوتر است. در این قسمت بخشهایی از بعضی نقاط ضعف دو قسمت قبلی ( به خصوص قسمت اول) برطرف شده است.
اولین نکتهای که در قسمت سوم به چشم میخورد، کار بیشتر بر روی فیلمنامه و قصهگویی سریال است. سریال ارباب حلقهها به ویژه در قسمت اول در فیلمنامه خود مشکل داشت. بزرگترین مشکل موجود در فیلمنامه قسمت اول نبود نقاط عطف بود. این مسئله باعث میشد قسمت اول سریال کمی خستهکننده بنظر برسد و کشش لازم را نداشته باشد و این موضوع دنبال کردن قصه را برای مخاطب سختتر میکرد.
در قسمت دوم وضعیت بهتر شد و در این قسمت نیز بهبود ادامه داشت و حال سریال از نظر قصهگویی در فیلمنامه خود به سروسامان خوبی رسیده است.
علاوه بر این موضوع، پس از گذشت سه قسمت همچنان میتوان ساعتها از کیفیت جلوههای ویژه و صد البته تصویربرداری فوقالعاده سریال سخن گفت. باید گفت که سریال ارباب حلقهها در به تصویر کشیدن عظمت دنیای تالکین عملکرد بسیار خوبی داشته است. میتوان کاملا از تصاویری که به چشم ما میرسد لذت برد و به طور کامل در فضای عظیم این دنیای افسانهای قرار گرفت.
امروزه تعداد زیادی از آثار را میبینیم که هزینههای بسیار زیادی هم میکنند اما موفق نیستند از بودجه خود به خوبی استفاده کنند و در واقع آن را دور میریزند. اما در سریال ارباب حلقهها قصه متفاوت بوده و تاثیر بودجه در نظر گرفته شده را در تمام لحظات آن میبینیم و این یعنی استفاده درست از بودجه در نظر گرفته شده برای یک اثر.
قسمت سوم در اکشن کوتاهی که داشت نیز موفق ظاهر شد و در اجرا از کیفیت خوبی برخوردار بود و میتوانست مخاطب را هیجانزده کند. این قسمت در بحث کارگردانی نیز موفق بود و به خصوص در ایجاد تعلیق در لحظه دادن آب توسط اورکها به الفهای اسیرشده عملکرد خوبی داشت.
در حال حاضر قصه سریال در طول خود به شکل جذابی پیش میرود و میتواند مخاطب را کنجکاو نگه دارد تا منتظر اتفاقات بعدی باشد.
اما قسمت سوم نیز درست مانند دو قسمت اول در کنار تمام نقاط قوتش نقاط ضعفی هم داشت که در ادامه آنها را ذکر خواهیم کرد.
با وجود اینکه در قسمت سوم تلاشهایی برای دادن عمق به قصه و شخصیتها حس میشد اما همچنان میتوان گفت این تلاش کم بوده است.
قصه، داستان و فیلمنامه سریال هر چه در بخش طولی روند رو به رشد قابل حسی را داشتهاند اما تا پایان این قسمت هنوز در عمق خیلی موفق عمل نکردهاند.
گرچه که تلاشهایی انجام گرفته است، اما همچنان شخصیت گالادریل با مخاطب فاصله زیادی دارد. این فاصله زیاد به عنوان قهرمان یک قصه، کمی نگرانکننده است. اعمال او به خصوص در مقابل ملکه، به جای آنکه احساس شجاعت و مصمم بودن را در مخاطب زنده کند، گویا بیشتر این احساس را به مخاطب منتقل میکند که او شخصیتی کلهشق و یکدنده است.
یکی از دلایل مهمی که شخصیت گالادریل هنوز آن طور که باید در سریال جا نیفتاده است، این موضوع میباشد که مخاطب هنوز چیزی از او ندیده است. ما در طول سریال بارها شنیدهایم که او جنگجویی ممتاز و شجاع میباشد که فرمانده ارتش شمالی بوده و تواناییهای او بر سر تمام زبانها است. اما تا وقتی که مخاطب چیزی از او نبیند این دیالوگها تاثیر چندانی در پرداخت شخصیتی او نخواهند داشت. بنابراین هنوز او تبدیل به شخصیتی دوستداشتنی و مهم برای مخاطبین نشده است، موضوعی که در چنین آثاری بسیار اهمیت دارد.
همچنان در پایان قسمت سوم این بیگانگی بین مخاطب با گالادریل وجود دارد. البته همانطور که گفته شد رگههایی از تلاش برای بهبود این روند در قسمت سوم دیده میشد اما باید بیشتر از اینها در این مورد تلاش شود.
از دیگر مواردی که در قسمت سوم عجیب بود، تلاش بیمورد برای دراماتیک جلوه دادن بعضی لحظات و گرفتن واکنش احساسی از مخاطب بود.
در سکانسی که الفهای اسیر شده سعی دارند تا کمی آب را از اورکها تحویل بگیرند، یکی از آنها توسط اورکها کشته میشود. در این لحظه از موسیقی حماسی غمگین و تصاویر اسلوموشن استفاده شده است، در صورتی که این شخصیت کوچکترین تاثیری در قصه سریال نداشته است. دلیل بزرگنمایی بیش از حد مرگ او مشخص نیست و به نظر میرسد در این صحنه سازندگان صرفا میخواستند مخاطب را احساساتی کنند که البته چون این شخصیت در طول سریال هیچ اهمیت و پرداختی نداشته، در این موضوع شکست خوردهاند.
البته که این سکانس همانگونه که گفته شد از نظر اجرا و کارگردانی بسیار خوب کار شده است و هنگام گرفتن و نوشیدن آب کاملا حس تعلیق و استرس در لحظه وجود دارد.
سریال در لحظات مربوط به اسارت آروندیر توسط اورکها فرصت بسیار خوبی برای پرداخت بیشتر به او و قویتر کردن ارتباط او با مخاطب داشت. البته این اسارت هنوز ادامه دارد و شانس افتادن این اتفاق همچنان وجود دارد. علاوه بر این در قسمت سوم چند صحنه اضافی نیز حس میشد. به عنوان مثال دلیل تماشای حرکت اسلوموشن اسب برای من مشخص نیست.
از این موارد که بگذریم در این قسمت یک نکته مهم درباره شخصیت هلبرند متوجه شدیم. اما شیوه این اتفاق نیز سطحی و کلیشهای بود و بنظر میتوانست بسیار بیشتر از اینها بر روی آن کار شود. من نمیدانم در کتاب چخبر است، اما حتی اگر در کتاب نیز در همین حد به آن پرداخته شده باشد، باز هم سازندگان باید در سریال تغییراتی در آن ایجاد میکردند. کتاب در دنیا و مدیوم ادبیات قرار دارد و سیستم آن کاملا با دنیای سینما و تلویزیون متفاوت است.
بنابراین این موضوع که کتاب چیزی را اینگونه بیان کرده است تنها یک توجیه و بهانه است. سازندگان بسیاری از موارد را در سریال نسبت به کتاب تغییر دادهاند پس از حال تا انتهای سریال هیچ تقصیری را نمیتوانند گردن کتاب بیاندازند.
سریال ارباب حلقهها در پایان قسمت سوم از نظر قصه و روایت به لحظات بسیار جذابی نزدیک شده است و مخاطب را مدام در انتظار قسمتها و اتفاقات بعدی نگه میدارد که این موضوع یک ویژگی مهم و لازم یک سریال خوب است.
اما از آن طرف همچنان شخصیتهای سریال به خصوص گالادریل در صدر آنها، توانایی ارتباط با مخاطب را آن طور که باید ندارند. در واقع در حال حاضر ما یک قصه بسیار جذاب داریم که در انتظار ادامه آن هستیم، اما از طرف دیگر شخصیتهایی که در این قصه هستند تا اینجا به میزانی که باید، جذابیت ندارند.
این موضوع فعلا ضربه مهمی به سریال وارد نکرده است اما ممکن است در ادامه و با بیشتر درگیر شدن شخصیتها با قصه، به سریال ضربه وارد شود.
همچنان به نظر میرسد با کمی کار بر روی شخصیتها، سریال میتواند چند سر و گردن خود را بالا بکشد چرا که همه چیز را برای تبدیل شدن به اثری ماندگار در اختیار دارد.