یادداشتی صمیمانه به احترام پدرها در بازی های ویدیویی
یادداشتی صمیمانه به احترام پدرها در بازی های ویدیویی
صادقانهترین محبتهای دوستداشتنی و قلبهای عزیز در اشتیاق پارههای تن و عزیزان دل؛ پدرها در بازی های ویدیویی هم کم و هم زیاد هستند.
صدای عزیز پدر بودن در بازیهای ویدیویی بلند است و شیوا و رسا؛ و در این قیاسبازی فصیح، آنچه مشهود است کارکرد بزرگ این نمای خانوادگی محبتآمیز است در قالب سرگرمی تعاملی و نمایشنامههایی که نیازمند اشارۀ انگشتان دست تماشاچیها هستند. قلبهای صادق، قلبهای عزیز، تمناآمیزترین آرزوهای پدرانه برای پارههای تن و عزیزان دل، دیدن رنگهای چشم خود در چشمهای دیگری و پوست دست خود در دستان دیگری، این مهم از داراییهای بشری یعنی خانواده را –شاید هم با اندکی تقصیرات دیجیتال– میرساند بههرحال. و چنین میشود که ستایشنامۀ دیگری نوشته میشود در وصف پدرهای خوب در بازیهای ویدیویی. شاید نه از آن جهت که ترسیمات دیجیتال توانسته باشند واقعاً اصل مطلب را تشریح کنند؛ بلکه از آن جهت که مخاطب آنها توانسته باشد اصل مطلب را با تکههای باقیمانده از قلبش تشریح کند؛ و دلنوشتۀ دیگری بنویسد از باب خوبی و لطف و صداقت.
حاشیۀ مولف: حسین غزالی نویسندۀ قدیمی gsxr، بازمیگردد تا بعد از مدتی طولانی، به سبک سابق نوشتنش رجوع کند و بهجای آنکه از بازیها بگوید، از شخصیتهایش بگوید و یکبار برای همیشه تغییری ببیند در برداشتش از بازیهای ویدیویی و اینکه بداند نمیشود پدرها را رتبهبندی کرد. بنابراین او تصمیم میگیرد تا بهشکلی پراکنده از پدرهای ویدیویی بنویسد و بعد از آن دوباره برود. تقدیم به دوستان خوب.
حالا باید به خانه برگردم.
در جایی که هنوز آدمهایی با دلباختگ

